الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

118

كتاب النكاح ( فارسى )

مرحوم صاحب جواهر مىفرمايد : يحرم على الموطوءة المذكورة اب الواطى ( عبارت جواهر از سوى زن به مسأله نگاه مىكند ، يعنى حرمت پدر شوهر و . . . ) و ان على ( موطوئه شرط نيست بلكه معقودة هم باشد براى حرمت كافى است ) لاب أو أم و اولاده ( واطى ) و إن سفلوا ( نوه ، نتيجه ، . . . ) لابن أو بنت تحريماً مؤبّداً نصاً و اجماعاً من المسلمين ( عموم مسلمانان ) فضلًا عن المؤمنين ، ( فقهاى اصحاب ) بل ربّما ادرجا فى آية حلائل الابناء و آية وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ و ان كنا فى غنية عنه ( بىنياز هستيم ) بغيره ( اى بالاجماع و الروايات ) . « 1 » سؤال : آيا آيهء شريفه كه از سوى شوهر به مسأله نگاه مىكند ( مانند كلام مستند و متن تحرير ) با كلام صاحب جواهر كه از سوى زن به مسأله نگاه مىكند تفاوتى دارد ؟ قلنا : خير دو عبارت هستند كه يك مفهوم واحد دارند پس در واقع متن آيه است و اينكه صاحب جواهر مىفرمايد « ادرجا » معنا ندارد همچنين در آيهء « لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ » وقتى كه مردى به زنى حرام باشد ، معنى آن اين است كه آن زن هم به آن مرد حرام است . پس تصوّر ما اين است كه آيه همين مطلب را مىگويد و در اين مسأله هر دو آيه دلالت دارند و « ربّما ادرجا » كه نشانهء شك و ترديد است در اينجا لازم نيست ، چون گاهى از جانب زن و گاهى از جانب مرد به مسأله نگاه مىشود و تفاوتى نيست اللّهم الّا أن يقال : منظور صاحب جواهر هر موطوئه‌اى باشد ( چه با عقد و چه بدون عقد ) ، در حالى كه آيه معقوده رامى گويد پس كلام صاحب جواهر اعم از مورد آيه است و به اين خاطر « ربّما ادرجا » مىگويد ، يعنى به سبب الغاء خصوصيّت ، آيه شامل آن معنى وسيع هم بشود . جمع‌بندى : مسأله على اجمالها مسلّم و اجماعى و مورد اتفاق مسلمين و همهء فقهاء است بلكه از بعضى از روايات استفاده مىشود كه قبل از اسلام هم بوده ، چون عبد المطلب جد پيامبر صلى الله عليه و آله ، پنج مطلب را سنّت كرد و اسلام هر پنج مورد را امضاء نمود . * . . . عن الرضا عليه السلام عن آبائه عليه السلام فى حديث قال : كان لعبد المطلّب خمس من السنن اجراها اللّه له فى الاسلام ( عبد المطلب مرد پاك و بزرگوارى بود و بحث است كه آيا از اوصياء حضرت عيسى عليه السلام بوده است يا نه ؟ ) حرّم نساء الآباء على الابناء و سنّ الدية فى القتل مائة من الابل و كان يطوف بالليل سبعة اشواط و وجد كنزاً و اخرج منه الخمس و سمّى زمزم سقاية الحاج . « 2 » پس قبل از اسلام هم اين مسأله بوده ، اگر چه عرب جاهلى به اين مسأله اعتنا نمىكرده ، و زن پدر را تزويج مىكرد . اسلام اسم آن را فحشاء باطن گذاشته است و فحشاء ظاهر هم زنا است . ادلّه : 1 - آيات دو آيه از قرآن اين مسأله را بيان مىكند . الف : [ وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ . . . ] « وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبِيلًا » « 3 » تزويج نكنيد همسران پدرهايتان را . در اين آيه يكى از محرّمات نسبى ذكر شده است . « مِنَ النِّساءِ » ممكن است اشاره به اين باشد كه زوجه‌هاى پدر هر تعدادى باشند حرام‌اند . « إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ » در مورد كسانى است كه قبلًا تزويج كرده و استثنا شده‌اند . « إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً » اين كارِ بسيار بدى است ، آيهء ديگرى آن را تفسير كرده و مىفرمايد : خداوند نهى از فاحشه مىكند « ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ » « 4 » * گفته‌اند كه فحشاء ظاهر زنا و فحشاء باطن ازدواج با زوجهء پدر است كه در عصر جاهليّت لااقل در ميان گروهى بوده است . سؤال : آيا نكاح در آيه به معنى عقد است يا دخول ؟ جواب : در قرآن اين كلمه در تمامى موارد به معنى عقد است البتّه بعضى معتقدند كه در يك مورد به معنى دخول است ( حتّى تنكح زوجاً غيره ) كه در مورد مطلقهء ثلاث است . بنابراين اگر در لغت نكاح به معنى دخول باشد ، كارى نداريم چون در اصطلاح شرع به معنى عقد است حتّى در مورد آيهء مطلقهء ثلاث هم ، نكاح را به معنى عقد مىگيريم و دخول از خارج دليل دارد . نتيجه : آيهء 22 فقط در مورد نكاح است ، بنابراين آيه محدود شد و فقط معقودة را شامل شده و موطوئه را شامل نمىشود ، ( يعنى وطى به شبهه ، تحليل ، زنا . . . را نمىگيرد ) همچنين آيه فقط در مورد آباء است و اجداد را نمىگويد . ان قلت : آباء به اجداد هم اطلاق مىشود در سورهء بقره آيهء 133 هنگامى كه نصيحت يعقوب را به فرزندانش بيان مىكند مىفرمايد : « إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا

--> ( 1 ) جواهر ، ج 29 ، ص 350 . ( 2 ) ح 11 ، باب 2 از ابواب مصاهرة . ( 3 ) آيهء 22 ، سورهء نساء . ( 4 ) آيهء 151 ، سورهء انعام .